قوانین مربوط به ازدواج، طلاق،
سرپرستی فرزندان، سن مسئولیت کیفری، ارث، دیه، تابعیت ،شهادت و قوانین حامی قتلهای
ناموسی.
1 . ازدواج سن ازدواج:
ماده 1041قانون مدنی : عقد نکاح
دختر قبل از رسیدن به سن 13 سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام
شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.
اجازه ازدواج برای دختران و زنان
ماده 1043 قانون مدنی: نکاح دختر
باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه پدر یا جد پدری او است و هرگاه
پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند اجازه او ساقط و در این
صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط
نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده پس از اخذ اجازه دادگاه مدنی خاص به دفتر
ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید.
ماده1044قانون مدنی: در صورتی که
پدر یا جد پدری در محل حاضر نباشند و استیذان از آنها نیز عادتاً غیر ممکن بوده و
دختر نیز احتیاج به ازدواح داشته باشد، وی می تواند اقدام به ازدواج نماید.
تبصره: ثبت این ازدواج در دفتر
خانه منوط به احراز موارد فوق در دادگاه مدنی خاص می باشد.
ماده 1060 قانون مدني: ازدواج زن
ايراني با تبعه خارجه درمواردي هم كه مانع قانوني ندارد موكول به اجازه خصوص از
طرف دولت است.
مهریه: ماده1082: به مجرّد عقد زن مالک
مهر می شود و می تواند هر نوع تصرّفی که بخواهد در آن بنماید
ریاست خانواده: ماده 1105 قانون مدنی: در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است.
نفقه: ماده 1106: در عقد دائم نفقه زن به
عقده شوهر است
تمکین: ماده 1108: هرگاه زن بدون مانع
مشروع از ادای وظایف زوجیت( رابطه جنسی) امتناع کند مستخق نفقه نخواهد بود.
اقامتگاه: ماده1005قانون مدنی: اقامتگاه زن
شوهر دار همان اقامتگاه شوهر است معذلک زنی که شوهر او اقامتگاه معمولی ندارد و
همچنین زنی که با رضایت شوهر خود و یا با اجازه محکمه مسکن علیحده اختیار کرده می
تواند اقامتگاه شخصی علیحده نیز داشته باشد.»
ماده 1114: زن باید در منزلی که
شوهر تعیین می کند سکنی نماید(اقامت کند) مگر آکه امکان تعیین منزل به زن داده شده
باشد.
اشتغال: ماده 1117 قانون مدنی: شوهر می
تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن
باشد منع کند.
ماده 1114 قانون مدنی:زن باید در
منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی نماید مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده
باشد.
اجازه خروج از کشور: بند 3 ماده 18 قانون گذرنامه:
موافقت کتبی شوهر در مورد مسافرت.... تا پایان اعتبار گذرنامه معتبر است ماده 12
آیین نامه قانون گذر نامه شوهر در صورت پشیمانی از اجازه خروج همسرش باید کتباً
درخواستش را همراه با مدارک مربوط به ازدواج به مسؤلان مربوطه تسلیم کند.
انحلال عقد ازدواج
الف- فسخ نکاح
ماده 1122قانونی مدنی: عیوب زیر در
مرد که مانع از ایفای مظیفه زناشویی باشد موجب حق فسخ برای زن خواهد بود:
1- خصاء(اختگی)
2- عنن(ناتوانی جنسی)
3- مقطوع بودن آلت تناسلی ماده 1123قانونی مدنی: عیوب ذیل در زن موجب
فسخ برای مرد خواهد بود:
1- قرن( وجود استخوان در واژن که مانع رابطه جنسی شود)
2- جذام
3- برص(بیماری پیسی)
4- افصا( یکی بودن مجرای اداری و واژن)
5- زمین گیری
6- نابینایی از هر دو چشم
2 . طلاق طلاق مرد: ماده 1133 قانون مدنی:مرد می تواند
با رعایت شرایط مقررات(پرداخت مهریه و اجرت المثل) در این قانون با مراجعه به
دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید.
لازم به ذکر است مرد می تواند با
پرداخت مهریه هر موقع دلش خواست بدون نیاز به اثبات تقصیر زن در دادگاه او را طلاق
دهد.
طلاق زن :ماده 1129 قانون مدنی: در صورت
استنکاف شوهر از دادن نفقه زن می تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر را
اجبار به طلاق می نماید همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه.
ماده 1130قانون مدنی: در صورتی که
دوام زوجیت موجب عسر و هرج زوجه باشد، وی می تواند به حاکم مراجعه و تقاضای طلاق
کند، چنانچه عسر و هرج مذکور در محکمه ثابت شود، دادگاه می تواند زوج را اجبار به
طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود.
1- ترک زندگی حانوادگی توسط زوج حداقل
به مدت 6 ماه متوالی یا 9 ماه متناوب در مدت یکسال بدون عذر موجه.
2- اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلا وی به مشروبات
الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورده و امتناع یا عدم امکان الزام وی
به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است. در صورتی که زوج به تعهد خود عمل
ننماید و یا پس از ترک مجددا به مصرف موارد مذکور روی آورد بنا به در خواست زوجه،
طلاق انجام خواهد شد.
3- محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر.
4- ضرب و شتم یا هر گونه سورفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت
زوجه قابل تحمل نباشد.
5- ابتلا زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه صعب
العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید.
لازم به ذکر است زن باید تمامی
موارد بالا را در دادگاه با مدرک یا شهود به اثبات برساند.
3 . سرپرستی و حضانت فرزندان ولایت: ماده 1180 قانون مدنی: طفل
صغیر،تحت ولایت قهری (سرپرستی) پدر و جد پدری خود می باشد و همچنین طفل غیررشید یا
مجنون در صورتی که عدم رشد یا جنون او متصل به صفر باشد.
ماده1181قانون مدنی : هر یک از پدر
و جدپدری، نسبت به اولاد خود ولایت دارند.
ماده1183قانون مدنی: در کلیه امور
مربوط به اموال و حقوق مالی مولی علیه، ولی ، نماینده قانونی او می باشد.
ماده 16 قانون ثبت احوال مصوب
1355: اعلام و امضاء دفتر ثبت كل وقايع (براي صدور شناسنامه) به ترتيب به عهده
اشخاص زير خواهد بود:1- پدر 2) جد پدري 3) مادر در صورت غيبت پدر و...
حضانت: ماده 1169قانون مدنی: برای حضانت و
نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می کنند، مادر تا سن هفت سالگی
اولویت دارد و پس از آن با پدر است.
تبصره: بعد از هفت سالگی در صورت
حدوث اختلاف حضانت طفل با رعایت مصلخت کودک به تشخیص دادگاه می باشد. ماده 1170قانون مدنی: اگر مادر در
مدتی که حضانت طفل با اوست مبتلا به جنون شود یا به دیگری شوهر کند حق حضانت با
پدر خواهد بود.
قیمومیت: ماده 1218قانون مدنی: برای اشخاص
زیر قیم تعیین می شود. برای صغار(کودکان نابالع) که ولی خاص(پدر و جد پدری) ندارند.
ماده 1233 قانون مدنی:زن نمی تواند
بدون رضایت شوهر خود سمت قیمویت را قبول کند.
4 . چندهمسری: ماده1048 قانون مدنی : جمع بین دو
خواهر ممنوع است اگر چه به عقد منقطع باشد.
ماده 1049 قانون مدنی: هیچ کس نمی
تواند دختر برادر زن یا دختر خنواهر زن خود را بگیرد مگر با اجازه زن خود.
ماده 900 قانون مدنی: فرض( سهم) دو
وارث ربع ترکه( یک چهارم ترکه) است:
ماده 901 قانون مدنی: ثمن(یک
هشتم)، فریضه زوجه یا زوجه هاست در صورت فوت شوهربا داشتن اولاد.
5 . سن مسئولیت کیفری: تبصره1 ماده 1210 قانون مدنی: سن
بلوغ در پسر پانزده سال تمام قمری(14 سال و 6 ماه شمسی) و در دختر 9 سال تمام
قمری(8 سال و 9 ماه شمسی) ماده 49 قانون مجازات اسلامی:اطفال در صورت ارتکاب جرم
مبری از مسئولیت کیفری هستند و تربیت آنان با نظر دادگاه به عهده سرپرست اطفال و
عندالقتضا کانون اصلاح و تربیت اطفال می باشد.
تبصره یک: منظور از طفل کسی است که
به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد.
6 . تابعیت: بند 2 ماده 976 قانون مدنی: اشخاص ذیل تبعه ایران محسوب می شوند:
کسانی مه پدر آنها ایرانی است اعم از اینکه در ایران یا در خارجه باشند....5-
کسانی که در ایران از پدری که تبعه خارج است بوجود آمده و بلافاصله پس از رسیدن به
18 سال تمام لااقل یکسال دیگر در ایران اقامت کرده باشند والا قبول شدن آنها به
تابعیت ایران بر طبق مقرر خواهد بود که مطابق قانون برای تحصیل تابعیت ایران مقرر
است. 6- هر زن تبعه خارجی که شوهر ایرانی اختیار کند...
ماده 986قانون مدنی : زن غیر
ایرانی که در نتیجه ازدواج ایرانی می شود می تواند بعد از طلاق یا فوت شوهر ایرانی
به تابعیت اول خود رجوع نماید مشروط بر اینکه وزارت امور خارجه را کتبا مطلع کند،
ولی هر زن شوهر مرده که از شوهر سابق خود اولاد دارد نمی تواند مادام که اولا او
به سن 18 سال تمام نرسیده باشد از این حق استفاده کند و در هر حال زنی که مطابق
این ماده تبعه خارج می شود حق داشتن اموال غیر منقوله را نخواهد داشت مگر در حدودی
که این حق به اتباع خارجه داده شده باشد...
تبصره 2 ماده 987: زنهای ایرانی که
بر اثر ازدواج تابعیت خارجی را تحصیل می کنند حق داشتن اموال غیر منقول را در
صورتی که موجب سلطه اقتصادی خارجی گردد ندارند.
7 . دیه: ماده 294 قانون مجازات اسلامي:ديه
مالي است كه به سبب جنايت بر نفس يا عضو به مجني عليه يا به ولي يا به اولياء دم
او داده مي شود.
ماده 300قانون مجازات اسلامي:ديه
قتل زن مسلمان خواه عمدي خواه غير عمدي نصف ديه مرد مسلمان است.
ماده 301قانون مجازات اسلامي:ديه
زن و مرد يكسان است تا وقتي كه ديه به ثلث ديه كامل برسد در آن صورت ديه زن نصف
ديه مرد است.
بند 6ماده 487قانون مجازات اسلامي:
ديه جنين كه روح در آن پيدا شده است اگر پسر باشد ديه كامل و اگر دختر باشد نصف
ديه كامل و اگر مشتبه باشد سه ربع ديه كامل خواهد بود.
8 .ارث ماده 899 قانون مدنی: فرض(سهم) سه
وراث نصف ترکه است.
شوهر در صورت نبودن اولاد برای
متوفی اگرچه از شوهر دیگر باشد
ماده 900 قانون مدنی: فرض( سهم) دو
وارث ربع ترکه( یک چهارم ترکه) است:1- شوهر در صورت فوت زن با داشتن
اولاد
2- زوجه یا زوجه ها در صورت فوت شوهر بدون اولاد.
ماده 907 قانون مدنی: اگر متوفی
ابوین نداشته و یک یا چند نفر اولاد داشته باشد ترکه به طیق ذیل تقسیم می شود:...
اگر اولاد متعدد باشد و بعضی از آنها دختر و بعضی از آنها پسر، پسر دو برابر دختر
می برد.
ماده 906قانون مدنی: .... اگر پدر
و مادر میت هر دو زنده باشند مادر یک ثلث و پدر دو ثلث می برد.
ماده 949قانون مدنی: در صورت نبودن
هیچ وارث دیگر بغیر از زوج یا زوجه، شوهر تمام ترکه زن متوفات خود را می برد لیکن
زن فقط نصیب خود را و بقیه ترکه شوهر در حکم مال اشخاص بلاوارث و تابع ماده 866
خواهد بود.
ماده 946: زوج (شوهر) از تمام زوجه
ارث می برد لیکن زوجه (زن) از اموال ذیل:
1-از اموال منقول از هر قبیل که باشد.
2-از ابنیه و اشجار
ماده 947قانون مدنی:زوجه از قیمت
ابنیه و اشجار ارث می برد و نه از عین آنها و طریقه تقویم آن است که ابنیه و
اشجاربا فرض استحقاق بقا در زمین بدون اجرت تقویم می گردد.
9. قوانینی که از قتل های ناموسی
حمایت می کند ماده 220 قانون مجازات اسلامي: پدر
يا جد پدري كه فرزند خود را بكشد قصاص نمي شود و به پرداخت ديه قتل به ورثه مقتول
و تعزير محكوم خواهد شد.
ماده 630 قانون مجازات اسلامی:
هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن
داشته باشد می تواند در همان حال آنان را به قتل برساند و در صورتی که زن مکره
باشد ( به اجبار تن به عمل جنسی داده باشد) فقط مرد را می تواند به قتل برساند.
حکم ضرب و جرح نیز در این موارد مانند قتل است.
9 . .شهادت (گواهی دادن)
ماده 495 قانون مجازات اسلامی: دیه
مربوط به بینایی در صورت اختلاف بین متخلف و کسی که تخلفی بر او روا شده است، با
گواه دو کارشناس مرد یا یک کارشناس زن به این که بینایی از بین رفته و دیگر بر نمی
گردد.... ثابت می شود.
ماده 230 قانون آیین دادرسی دادگاه
عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1370، در دعاوی مدنی ( حقوقی) تعداد و جنسیت
گواه، همچنین ترکیب شاهدان با سوگند به ترتیب ذیل است:
الف) اصل طلاق و اقسام آن و رجوع
در طلاق و نیز دعاوی غیر مالی از قبیل مسلمان بودن، بلوغ، جرح تعدیل، عفو از قصاص،
وکالت، وصیت یا گواهی: با حضور دو مرد قابل اثبات است. در واقع زنان در این امور
نمی توانند شهادت دهند.
ب) دعاوی مالی یا آنچه که مقصود از
آن مال است از قبیل دین، ثمن مبیع( خرید و فروش)، معاملات وقف، اجاره، وصیت به نفع
مدعی، عصب، جنایات خطایی و شبه عمد که موجب دیه است با گواهی: دو مرد، یا یک مرد و
دو زن قابل اثبات است.
ج) دعاوی که اطلاع از آن ها معمولا
در اختیار زنان است از قبیل ولادت، رضاع، بکارت و عیوب درونی زنان با گواهی: چهار
زن، یا دو مرد، یا یک مرد و دو زن قابل اثبات است.
د) اصل ازدواج با گواهی: دو مرد و
یا یک مرد و دو زن قابل اثبات است.
ماده 74 قانون مجازات اسلامی: زنا
چه موجب حد جلد باشد و چه موجب حد رجم با شهادت 4مرد عادل يا سه مرد عادل و2 زن
عادل ثابت ميشود.
ماده 76قانون مجازات اسلامی :
شهادت زنان به تنهايي يا به انضمام شهادت يك مرد عادل زنا را ثابت نمي كند بلكه در
مورد شهود مذكور حد قذف طبق احكام قذف جاري مي شود (حد قذف يعني 80 ضربه شلاق در
مرد زناني كه به تنهايي يا –به جاي سه مرد –تنها با يك مرد به دادگاه بيايند و در
مورد زنا شهادت بدهند صادر مي شود) .
ماده قانون مجازات اسلامی119:شهادت
زنان به تنهايي يا به ضميمه مرد لواط را ثابت نمي كند .
ماده 128:راه هاي ثبوت مساحقه
(همجنس گرایی زنان) در دادگاه همان راه هاي ثبوت لواط است (يعني با شهادت 4 مرد)
ماده 137قانون مجازات اسلامی:قوادي
با شهادت دو مرد عادل ثابت مي شود.
10 - دیگر قوانین تبعیض آمیز سنگسار:
ماده83 قانون مدنی: حد زنا در
موارد زیر رجم(سنگسار) است.
پوشش اجباری:
تبصره 638 قانون مجازات
اسلامی:زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ده
روز تا دو ماه و یا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.
شرط رییس جمهور بودن در ایران:
اصل 115 قانون اساسی: رییس جمهور
از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط باشند انتخاب گردد.....
۱۶ مرداد ۱۴۰۴- ایران وایر
روزنامه «اعتماد» در گزارشی که به چگونگی اعزام نخستین تیم از دختران ژیمناست ایران به رقابتهای برون مرزی پرداخته، با «زهرا اینچه درگاهی»، رییس فدراسیون این رشته ورزشی مصاحبه کرده است.
زهرا اینچه درگاهی که پیشاز این سابقه برکنار شدن از سمت خود با دستور نهادهای دولتی و امنیتی را داشته، در گفتوگو خود، از دشواریهایی که برای تولد ژیمناستیک زنان در ایران پس از انقلاب متحمل شده سخن گفته و مدعی شده که بهدلیل کارشکنیهای «معاونت زنان وزارت ورزش و جوانان»، مجبور شده شخصا این موضوع را از نهادهای بالادستی پیگیری کند.
او گفته شخصا لباس دختران ژیمناست را به کمیسیون زنان مجلس برده، با اینکه «چادری» نبوده، اما به مصلحت چادر به سر کرده و به ستاد «امر به معروف و نهی از منکر» رفته، با صداوسیما لابی کرده تا تصویری ولو کوتاه از پوشش زنان ژیمناست پخش شود و با مراجع بالادستی لابی کرده است تا در نهایت، وزارت ورزش و شخص معاون زنان این وزارتخانه را برای اعزام اولین تیم ژیمناستیک زنان ایران متقاعد کند.
زهرا اینچه درگاهی در این گفتوگو، بارها تاکید کرده که «فریبا محمدیان» نهتنها تمایلی به شکلگیری ژیمناستیک زنان در ایران نداشته، که تمامی تلاش خود را برای ناکام ماندن تلاشهای فدراسیون ژیمناستیک برای اعزام دختران به رقابتهای برون مرزی کرده بود.
فریبا محمدی، زنی که در ورزش ایران میگویند «زنستیزترین زن ورزش ایران» است کیست و چرا وزارت ورزش، معاونت نیمی از ورزشکاران کشور ایران را در دست «زنان ضد زن» میدهد؟
***
زهرا اینچه درگاهی، رییس فدراسیون ژیمناستیک چه گفته است؟
زهرا اینچه درگاهی، رییس فدراسیون ژیمناستیک ایران به روزنامه اعتماد گفته است: «خود من قهرمانی بودم که قربانی انقلاب و جنگ شدم. من سال ۱۳۵۶ ژیمناستیک را در تهران با مربی چینی شروع کردم. داشتیم برای المپیک لسآنجلس ۱۹۸۴ آماده میشدیم و برنامه هم این بود که دختران ژیمناست ایران مدال بگیرند. سرمربی تیم ملی چین، مربی ما بود. انقلاب شد و جنگ؛ خلاصه اینکه نشد. اما حسرتش از همان موقع با من ماند. من میدیدم که دخترانمان چقدر انگیزه دارند. بیش از ۵۰درصد جمعیت بیش از سیصد هزار نفری ژیمناستیک دختر هستند که سالها بدون هیچ امیدی ادامه میدادند. من برای اینها امید ایجاد کردم. انگیزه ایجاد کردم. تصاویر دختران مرا در تلویزیون دولتی روسیه نشان دادند. پوستر شدند این دختران. برند شدند؛ آن هم با همین حجابشان.»
او در بخش دیگری از صحبتهایش در مورد سنگاندازیهای مکرر فریبا محمدیان، معاون زنان دوره کنونی همچنین دوره وزارت «مسعود سلطانیفر» در دولت «حسن روحانی» نیز توضیح داده است: «من تصویب لباس رسمی و فرم دختران ایرانی با حجاب اسلامی را در فدراسیون جهانی گرفتم. اما در ایران، خانم محمدیان زیر بار تایید لباس نمیرفت. من هم رفتم سراغ کمیسیون زنان مجلس. لباسها را دیدند و تایید کردند. بعد بلند شدم رفتم ستاد امر به معروف و نهی از منکر. من چادری نیستم. چادر سرم کردم و رفتم آنجا و گفتم مگر شما امر به معروف و نهی از منکر نیستید؟ همهاش که نمیشود نهی از منکر کرد. ورزش مگر معروف نیست؟ یک روز دعوتشان کردم آمدند فدراسیون. خانم معاونت بانوانشان را هم با خودشان آوردند اردوی دختران. دو، سه نفر آمدند و آن خانم رفت اردو را دید و آمد گفت خوب است شرایطشان.»
زهرا اینچه درگاهی در بخشی دیگر در مورد چگونگی گرفتن مجوز نهایی از وزارت ورزش و جوانان به روزنامه اعتماد گفته است: «من برای خانم محمدیان نوشتم شما که از صداوسیما نباید سختگیرتر باشید. از ستاد امر به معروف که نباید سختگیر باشید. کمیسیون زنان مجلس هم که حمایت کرده! دیگر حرف حسابتان چیست؟ میشود اعلام نظر صریح بفرمایید؟ دیگر نمیتوانست مخالفت کند. به من نامه مجوز داد در نهایت ناچاری و بیمیلی! حتی نیامد اردوی بچههای من را ببیند.»
موضوع تنها و غریب ماندن تیم ژیمناستیک زنان ایران در تورنمنت بینالمللی روسیه، حتی مورد اعتراض رسانههای داخل ایران نیز قرار گرفته بود.
فریبا محمدیان چگونه و از کجا به ورزش ایران آمد؟
فریبا محمدیان، ۱دی۱۳۹۵ جانشین «رباب شهریان» در وزارت ورزش و جوانان شده بود. نخستین حکم اویی که به نظر ناشناختهترین مدیر زن ورزش ایران میرسید را، مسعود سلطانیفر، از بدنامترین مدیران دهههای اخیر ایران بهعنوان وزیر ورزش و جوانان وقت صادر کرد.
کنار رفتن شهریان برای بانوان ورزشکار ایران شکست تلقی میشد؛ مهمترین و همراهترین حامی آنها ناگهان و بدون دلیل واضحی، از سمت خود کنار رفت.
رباب شهریان نقش غیرقابل انکاری در اعزام تمام تیم های ورزشی دختران یا ورزشکاران زنان ایران داشت که از سوی حراست وزارت ورزش برای خروج از کشور منع میشدند. مهمترین نمونه آن، اعزام تیم فوتسال دختران به رقابتهای جهانی بود و البته، تلاش برای گرفتن مجوز جهت برگزاری رقابتهای موتورسواری دختران در ایران.
در همان زمان، منابع خبری، فریبا محمدیان را بهعنوان چهرهای تحمیل شده از سوی دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی به ورزش ایران معرفی کردند. زنی که از دومین سال دولت حسن روحانی و بدون هیچ کارنامهای، به مدت کمتر از دو سال ریاست فدراسیون اسکیت را برعهده گرفت و ناگهان به بالاترین پست تصمیمگیری برای زنان ورزشکار ایرانی رسید.
در دوران معاونت فریبا محمدی در زمان وزارت مسعود سلطانیفر، موضوع ورود زنان به ورزشگاهها با چالشهایی جدیتر از قبل مواجه شد، اعزام تیمها و ورزشکاران زن به رقابتهای خارج از کشور کُند شد و درصد اعزام ورزشکاران زن به «اردوهای آمادهسازی بینالمللی»، به نزدیکی صفر رسید.
او بار دیگر اما این بار در دولت «مسعود پزشکیان» به ورزش ایران بازگشت تا تقریبا همان خط و مشی معاونت زنان دولت «ابراهیم رئیسی» را در قبال ورزش زنان ادامه دهد؛ زنستیری و معنی مطلق تحجر در ورزش.
از تفکرات فریبا محمدیان معاون ورزش زنان چه میدانیم؟
آنچه از فریبا محمدیان در دوران ریاستش بر حوزه ورزش زنان بهجا مانده، در محدود و منع کردن ورزشکاران و تماشاگران زن خلاصه میشود.
فریبا محمدیان ۱۸شهریور۱۳۹۶، در روزهایی که زنان ایران برای حضور در ورزشگاهها تلاش میکردند به خبرگزاری «فارس» گفت: «فعلا نمیتوان منتظر حضور دختران ایرانی در ورزشگاه بود. شرایط جامعه ما برای حضور زنان در ورزشگاهها مهیا نیست و همهچیز مربوط به زیرساختها نمیشود.»
او بهصورت مستقیم به موضوع «شرع اسلام» اشاره کرده و گفته بود: «برخی مسائل در فرهنگ اسلامی ما جایی ندارد، از جمله ورود زنان به ورزشگاهها.»
فریبا محمدیان ۲۶مهر۱۳۹۶، بار دیگر به فارس گفت: «نمیتوان انتظار داشت که بپذیریم دخترانمان به چنین جاهای پر از جمعیتی بروند.»
او ۲اسفند۱۳۹۶ به «ایسنا» گفت: «وزارت ورزش و جوانان تنها نهاد تصمیمگیرنده نیست و نهادها و دستگاههای دیگری هستند که وزارت ورزش و جوانان باید از آنها تبعیت کند؛ اما موضوع ورود زنان به ورزشگاههای ما ارتباطی به فیفا ندارد و فیفا نمیتواند در این مورد دخالت کند.»
ولو اینکه در نهایت فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) دخالت کرد و زنان ایران ولو محدود، وارد ورزشگاهها شدند.
فریبا محمدیان در بازگشت مجدد خود به وزارت ورزش و جوانان، اعزام تیمها و ورزشکاران زن به رقابتهای بینالمللی را محدودتر کرد. او ۳۰تیر۱۴۰۴ در دفاع از عملکرد خود در زمینه محدودسازی اعزام ورزشکاران زن به رقابتهای برون مرزی گفته بود: «موضوع نفوذ فقط در حوزه سیاست نیست. در حوزه ورزش هم میبینیم برخی افراد زیادهخواه بهدنبال القای اهداف خود با استفاده از ابزارهای مختلف هستند و ما جلوی آن ایستادیم.»
او در همین سخنرانی گفته بود: «الگوی ما باید حضرت زینب باشد که صدای کربلا را به گوش جهان رساند، نه الگوهای غربی.»
خبرنگاران و عکاسان زن ورزشی در ایران، دوران معاونت فریبا محمدیان را پرچالشترین روزهای کار حرفهای خود میدانند. برخی از آنها طی سالهای اخیر به «ایرانوایر» گفته بودند که دوران معاونت فریبا محمدیان، فضای شغلیشان امنیتی و نفوذ و نظارت حراست وزارت ورزش حتی بر فعالیتهای آنها در شبکههای اجتماعی آنها نیز، افزایش یافته است.