جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ یکی از بزرگترین بحرانهای مستقیم میان دو کشور بود؛ جنگی که با عملیات هوایی اسرائیل علیه تأسیسات هستهای و نظامی ایران آغاز شد، با پاسخ موشکی و پهپادی تهران ادامه یافت و سرانجام با ورود آمریکا و حملهی مستقیم به مراکز هستهای ایران، به یک آتشبس شکننده رسید. در نگاه نخست، شاید جنگ تمام شده باشد، اما پیامدهای امنیتی و سیاسی آن تازه آغاز شده است.
⸻
فروپاشی بازدارندگی امنیتی
نخستین پیامد آشکار این جنگ، افشای ضعف شدید امنیتی ایران بود.
• زیرساختهای هستهای و دفاعی ایران بهشدت آسیب دیدند. بخش بزرگی از سامانههای پدافندی نابود شد و توان بازدارندگی موشکی ایران زیر سؤال رفت. بسیاری از موشکها و پهپادها قبل از رسیدن به هدف توسط سامانههای اسرائیل رهگیری شدند.
• جنگ نیابتی شکست خورد. گروههایی مانند حزبالله لبنان، حوثیها یا شبهنظامیان عراقی که سالها بهعنوان «بازوی مقاومت» معرفی میشدند، در عمل وارد صحنه نشدند یا واکنش بسیار محدودی داشتند. این نشان میدهد که هزینه همراهی با تهران برای آنها بیش از همیشه سنگین شده است.
• بازدارندگی ایران تهی از واقعیت بود. جمهوری اسلامی سالها با قدرت موشکی و پهپادیاش رجز میخواند، اما جنگ ۲۰۲۵ نشان داد این سلاحها در برابر سامانههای مدرن دفاعی کارایی چندانی ندارند.
نتیجه روشن است: جمهوری اسلامی دیگر نمیتواند ادعا کند که امنیت منطقهای را با «موازنه وحشت» حفظ میکند.
⸻
انزوای سیاسی و شکاف داخلی
این جنگ، علاوه بر امنیت، ساختار سیاسی جمهوری اسلامی را نیز لرزاند.
• انزوای بینالمللی: برخلاف تبلیغات رسمی، روسیه و چین در عمل کمکی به ایران نکردند و تنها به بیانیههای سیاسی بسنده کردند. این شکست بزرگی برای شعار «ائتلاف با شرق» بود و نشان داد که تهران در لحظات حساس تنهاست.
• شکاف در حاکمیت: جناحهای میانهرو و اصلاحطلب استدلال میکنند که ادامهی این مسیر کشور را به فروپاشی اقتصادی و سیاسی میکشاند و تنها راه، بازگشت به دیپلماسی است. اما سپاه و تندروها همچنان بر سیاست «مقاومت» تأکید دارند. این اختلاف میتواند به بحرانی بزرگ در رأس قدرت منجر شود.
• از دست رفتن مشروعیت داخلی: مردم ایران در جریان جنگ دیدند که میلیاردها دلار صرف موشک و جنگ شد، در حالیکه اقتصاد فروپاشیده، اینترنت قطع شد، و صدها غیرنظامی کشته شدند. فاصلهی مردم با حکومت بیش از پیش عمیق شد و مشروعیت سیاسی جمهوری اسلامی به پایینترین سطح خود رسید.
⸻
تغییر ایدئولوژی: از اسلامگرایی به ملیگرایی؟
نکتهی جالب اینجاست که حکومت پس از جنگ برای نخستین بار تلاش کرد از ملیگرایی ایرانی استفاده کند تا مردم را متحد کند. چون شعارهای اسلامی دیگر جواب نمیداد، مقامات رسمی بر «دفاع از وطن» و «منافع ملی» تأکید کردند. این تغییر گفتمانی نشان میدهد که خود حکومت هم فهمیده است که پایههای ایدئولوژیک اسلامگرایی در حال فروپاشی است.
⸻
سناریوهای آینده ایران پس از جنگ
۱. تقابل مدیریتشده: آتشبس شکننده ادامه مییابد، اما حملات سایبری و تنشهای محدود پابرجا خواهند بود.
۲. دیپلماسی سرد: برای کاهش فشارها، کانالهای محدود مذاکره ایجاد میشود؛ نه توافق بزرگ، بلکه توافقهای فنی و موردی.
۳. خطر جنگ دوم: بازسازی سریع توان نظامی ایران و فشار اسرائیل و آمریکا میتواند چرخهی جدیدی از درگیریهای پرشدت را رقم بزند.
۴. مهار درونزا: فشار داخلی مردم و اقتصاد ممکن است حکومت را مجبور کند به سمت بازتعریف سیاست خارجی و کاهش ماجراجوییهای منطقهای برود.
⸻
جنگ ۱۲روزه نشان داد جمهوری اسلامی در بحران امنیتی و سیاسی عمیقی فرو رفته است:
• بازدارندگی نظامیاش بیش از حد بزرگنمایی شده بود.
• نیابتیهایش دیگر بهراحتی حاضر نیستند برایش بجنگند.
• متحدان بینالمللیاش در عمل پشتش را خالی کردند.
• مشروعیت داخلیاش به شدت آسیب دیده است.
ایران امروز در نقطهای ایستاده که یا باید به سمت سازش دیپلماتیک و بازسازی داخلی حرکت کند، یا خطر تشدید بحران، بیثباتی داخلی و حتی فروپاشی تدریجی را بپذیرد.
