پرونده هستهای ایران، بار دیگر در مرکز معادلات جهانی قرار گرفته است. در حالیکه اقتصاد ایران زیر بار تحریمها نفس میکشد و دولت مسعود پزشکیان با بحران مشروعیت و ناکارآمدی دستوپنجه نرم میکند، توافق اخیر میان ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای از سرگیری بازرسیها، مثل زخمی کهنه دوباره سرباز کرده است. پرسش اصلی اینجاست: آیا این توافق، روزنهای برای کاهش تنشهاست یا صرفاً یک عقبنشینی تاکتیکی از سوی حاکمیت برای خرید زمان؟
پیشزمینه: از برجام تا امروز
هشت سال از برجام گذشته و همچنان هیچکدام از وعدههای آن در زندگی روزمره مردم دیده نمیشود. آمریکا با خروج یکجانبه، اروپا با بیعملی، و جمهوری اسلامی با نقض پیاپی تعهدات، این توافق را به یک جسد نیمهدفنشده تبدیل کردهاند. در این میان، تهران بارها سطح همکاری با آژانس را کاهش داده و حتی دسترسی به سایتهای حساس مثل کرج و فردو را محدود کرده است. امروز که دوباره پای بازرسان باز شده، نه نشانی از اعتمادسازی هست و نه چشماندازی روشن برای رفع تحریمها.
جزئیات توافق اخیر: امتیاز یا دام؟
طبق اعلام رافائل گروسی، دبیرکل آژانس، ایران متعهد شده اجازه دسترسی کامل به تمام تأسیسات هستهای را بدهد و درباره مواد هستهای مشکوک توضیح ارائه کند. این یعنی بازگشت به همان نقطهای که سالها پیش ترک کرده بود. از نگاه منتقدان، این یک امتیاز آشکار است بدون آنکه تضمینی جدی برای رفع تحریمها وجود داشته باشد.
در واقع، جمهوری اسلامی یک کارت مهم (حق محدود کردن بازرسیها) را روی میز گذاشته، اما هنوز چیزی در ازای آن دریافت نکرده است.
واکنشهای بینالمللی: فشار ادامه دارد
• اروپا: سه کشور فرانسه، آلمان و بریتانیا تهدید کردهاند مکانیزم «snapback» را فعال میکنند تا تحریمهای شورای امنیت علیه ایران بازگردد.
• آمریکا: موضع رسمی همچنان دوپهلو است؛ واشنگتن توافق را «گامی مثبت اما ناکافی» توصیف کرده.
• اسرائیل: تلآویو این توافق را «فریبکارانه» خوانده و هشدار داده که ایران بهدنبال زمان برای تکمیل برنامه تسلیحاتی است.
• کشورهای منطقه: عربستان و ترکیه با احتیاط موضع گرفتهاند اما روشن است که بیاعتمادی عمیقتر از همیشه است.
بازتاب داخلی: بحران مشروعیت در سایه توافق
در داخل ایران، توافق اخیر مثل شمشیر دولبه عمل میکند:
• حکومت تلاش دارد آن را بهعنوان پیروزی دیپلماتیک معرفی کند و بگوید که دولت پزشکیان توانسته بحران را مدیریت کند.
• منتقدان داخلی اما آن را نشانه ضعف و عقبنشینی میدانند؛ مخصوصاً وقتی هیچ اثر فوری بر اقتصاد دیده نشود.
• مردم، خسته از سالها بازی هستهای، بیشتر از هر زمان دیگری بیاعتمادند. سفرهها کوچکتر شده و وعدههای «گشایش اقتصادی» حالا فقط به شوخی تلخی شبیه است.
چشمانداز آینده: کدام مسیر؟
سه سناریوی محتمل در برابر ایران قرار دارد:
1. سناریوی خوشبینانه: ادامه همکاری با آژانس و دستیابی به توافقی گستردهتر که بخشی از تحریمها را بردارد.
2. سناریوی واقعبینانه: ادامه همین وضعیت خاکستری؛ یعنی ایران امتیاز میدهد، طرف مقابل فشار را حفظ میکند، و مردم همچنان هزینه میپردازند.
3. سناریوی بدبینانه: شکست توافق، بازگشت تحریمهای شورای
امنیت و حتی گسترش تقابل منطقهای.
بازی با زمان
توافق اخیر بیش از آنکه یک دستاورد باشد، شبیه خرید زمان است. حاکمیت تلاش میکند با چند امتیاز تاکتیکی، فشار تحریمها را کم کند و از خطر شورشهای داخلی بکاهد. اما تجربه نشان داده این عقبنشینیها فقط بحران را به تعویق میاندازند، نه اینکه آن را حل کنند.
اگر شفافیت واقعی و یک چرخش اساسی در سیاست خارجی وجود نداشته باشد، توافق با آژانس هم سرنوشتی بهتر از برجام نخواهد داشت: پر سر و صدا شروع میشود، اما بیثمر و پرهزینه به پایان میرسد
اگر شفافیت واقعی و یک چرخش اساسی در سیاست خارجی وجود نداشته باشد، توافق با آژانس هم سرنوشتی بهتر از برجام نخواهد داشت: پر سر و صدا شروع میشود، اما بیثمر و پرهزینه به پایان میرسد