۱۴۰۴ شهریور ۱۲, چهارشنبه

صحبتهای فیاض زاهد ، فعال و تحلیل گر سیاسی، دربارۀ وضعیت مردم و جوانان در ایران امروز

 

در 

نفرت طبقاتی رو به گسترشه. فاصلۀ طبقاتی افزونه. برای بسیاری از گروههای اجتماعی و خانواده ها، خوردن میوه، خوردن گوشت،خوردن مرغ، ماهی، به یک رویا و خوابهای شیرین تبدیل شده.

برای نسل جوان دهه هشتادی که خیلی از این آقایون در جلسات مختلف گفتند که وقتی اینها رو بازجوئی می کردیم، می گفتیم این کار شما براندازیه. می گفتن، خب چیه براندازی؟ آخرش؟ می گفتیم، خب اعدام می شید.

بعضی از جوانان گفتن من ۳ بار خودکشی کردم. چیزی برای از دست دادن ندارم. چه آینده ای برای من ترسیم کردید؟ می تونم ماشین بخرم؟ می تونم خونه بخرم، می تونم ازدواج کنم؟ می تونم با دوست دخترم راحت برم خیابون؟ می تونم با دوست پسرم برم کافه؟ برای من چیزی باقی گذاشتید توی این جامعه؟ بزرگترین اتفاق اجتماعی اینه که امید در این کشور نابود شده . فقدان چشم انداز جای خودش رو می ده به اونجائی که هر چیزی بجز وضعیت موجود. اینهائی که الان میان توی تلویزیون و اهن و تلوپ می کنند، معمولان ستادی بودن . چون جنگ پدیدۀ بی رحم و ویرانگریه و ما مردم شجاعی هستیم اما یکی از بچه های مملکتم کشته بشه، قابل جبران نیست. لذا اشاره می کنم به اون جملۀ آندره مالرو، در گفتگو با مارشال دوگل، رئیس جمهور فرانسه که می گه: آندره، صدای مردم گاهی مثل سیلاب بی صداست. وقتی می رسه از راه ، شما فرصت هیچ کاری رو نداری.

اموزش یا اجبار اجتماعی ، مرز میان تربیت و فشار ساختاری

آموزش با اجبار اجتماعی؛ مرز میان تربیت و فشار ساختاری در نظام‌های آموزشی، آموزش باید بر پایه اختیار، رشد فردی و...