در هفتهی اول جنگ ایران و اسرائیل، دولت ایران دست به اقدامی زد که شاید در تاریخ معاصر کمسابقه باشد: قطع تقریبا کامل اینترنت در سراسر کشور، با کاهش دسترسی تا ۹۷٪. این اقدام، بهظاهر برای کنترل جریان اطلاعات و امنیت ملی، در واقع نمایشی از ترس و ضعف حکومتی بود. وقتی دولت سیمها را میکشد، مردم هنوز قادرند فکر کنند، اعتراض کنند و حقیقت را بیان کنند؛ و این، بزرگترین شکست برای سیاستمداران است.
زمینه تاریخی و سیاسی
قطع اینترنت در ایران سابقه دارد؛ از اعتراضات آبان ۱۳۹۸ تا ناآرامیهای سالهای بعد. اما این بار شرایط متفاوت بود:
• جنگ خارجی در جریان بود: تهدیدات نظامی از سوی اسرائیل، نیاز به اطلاعرسانی شفاف و ایجاد پلهای ارتباطی داشت.
• واکنش حکومت متفاوت بود: به جای اعتماد به جامعه و مدیریت بحران، تصمیم گرفت مردم را در تاریکی مطلق نگه دارد.
• این اقدام، بیش از هر چیز، کنترل روایتها را هدف گرفت، نه تأمین امنیت واقعی.
پیامدهای اجتماعی و اقتصادی
1. فلج شدن زندگی روزمره
سیستمهای بانکی، خرید آنلاین، حمل و نقل و آموزش آنلاین در سراسر کشور دچار اختلال شدند. رانندگان تاکسی آنلاین گزارش دادند که بدون GPS قادر به کار نیستند و دانشآموزان و دانشجویان از ادامه کلاسهای آنلاین محروم شدند. (iranintl.com)
2. تشدید بیاعتمادی عمومی
مردم دیدند که به جای پشتیبانی و محافظت، ابزار اصلی زندگیشان از دسترس خارج شده است. این بیاعتمادی میتواند زمینهای برای افزایش اعتراضات و نارضایتیهای جمعی باشد.
3. پیامدهای اقتصادی
کسبوکارهای اینترنتی کوچک و بزرگ میلیاردها تومان خسارت دیدند. فروشگاههای آنلاین تعطیل شدند، تراکنشهای بانکی مختل شد و بازار تجارت دیجیتال با مشکلات جدی مواجه شد. این بحران اقتصادی نشان میدهد که قطع اینترنت فقط یک اقدام امنیتی نیست، بلکه خود یک بحران اقتصادی و اجتماعی ایجاد میکند.
4. افزایش نابرابری اطلاعاتی
کسانی که به VPN و منابع جایگزین دسترسی داشتند، اطلاعات دریافت کردند؛ دیگران در تاریکی مطلق ماندند. این نابرابری، فاصله بین گروههای مختلف اجتماعی را بیشتر میکند و امکان سازماندهی جمعی را کاهش میدهد.
5. پیامد روانی و فرهنگی
مردم با ترس از دسترسی نداشتن به اطلاعات و فقدان ارتباط با جهان بیرون، دچار اضطراب و استرس شدند. این وضعیت میتواند فرهنگ عدم اعتماد، پنهانکاری و ترس عمومی را در جامعه تحکیم کند.
تحلیل انتقادی
قطع اینترنت نه یک اقدام امنیتی، بلکه ابزاری برای سرکوب جامعه و کنترل افکار عمومی است. این سیاست نشان میدهد:
• حکومت ایران به جای اعتماد به مردم، از آنها میترسد.
• در جنگ روایتها، سیاستمداران ایرانی ترجیح میدهند مردم خاموش باشند تا آگاه و هوشیار.
• این تصمیم، پیام روشنی به جهان میدهد: کشوری که از اینترنت داخلی و ارتباطات جهانی میترسد، چگونه میتواند مدعی قدرت منطقهای یا بینالمللی باشد؟
کنایه تلخ و طنز نیشدار
میتوان با طنز تلخ گفت:
• «وقتی اینترنت دشمن است، چرا مردم را به دوران حجرهای برمیگردانیم؟»
• «دولت سیمها را کشید، اما سیمهای خشم، اعتراض و نارضایتی مردم را هیچ آچاری نمیتواند قطع کند.»
• «وقتی سیم را قطع میکنید، فقط نشان میدهید که از افکار و شعور مردم بیشتر از تهدید خارجی میترسید.»
نمونههای واقعی روزهای قطع اینترنت
• روز اول قطع: شبکههای اجتماعی داخلی و خارجی از دسترس خارج شدند، کاربران نتوانستند حتی پیامهای ساده به یکدیگر بفرستند.
• روز دوم و سوم: اختلال در بانکها و تراکنشهای مالی، مدارس و دانشگاهها، سیستم حمل و نقل آنلاین و خدمات عمومی ملموس شد.
• واکنش مردم: استفاده گسترده از VPN و شبکههای جایگزین، و اعتراضهای پراکنده در شهرهای بزرگ، نشان داد که مردم نمیخواهند در تاریکی زندگی کنند.
قطع اینترنت، نمایش قدرت نیست؛ اعتراف به ضعف و ترس است. سیمهای اینترنت را میتوان قطع کرد، اما سیمهای خشم، خلاقیت و مقاومت در دل مردم ایران همیشه روشن خواهند ماند. تجربه تاریخی و اخیر نشان میدهد که حکومت نمیتواند شعور، خلاقیت و اراده جمعی جامعه را خاموش کند. هر سیمی که قطع میشود، فقط نشان میدهد که حکومت از قدرت واقعی مردم میترسد، نه از دشمن خارجی