وقتی سن، مصونیت نمیآورد
در اعتراضات دیماه، مرز میان کودک و بزرگسال
از نگاه سرکوب حذف شد.
نوجوانان و جوانان،
نه بهعنوان شهروند،
بلکه بهعنوان تهدید دیده شدند.
شلیک به بدنهای کمسن،
نشانه فقدان کامل معیارهای انسانی
در مواجهه با اعتراض است.
کشتار بهجای پاسخ
اعتراض، زبانِ جامعهای است
که راههای قانونی و مسالمتآمیزش بسته شده.
پاسخ به این زبان،
باید گفتوگو و اصلاح باشد؛
نه گلوله، نه بازداشت،
نه حذف فیزیکی.
کشتار معترضان جوان،
نشان میدهد که مسئله،
صرفاً کنترل خیابان نیست،
بلکه حذف صداست.
نقض آشکار حقوق کودک و جوان
از منظر حقوق بشر،
کشتار کودکان و نوجوانان
یکی از سنگینترین اشکال نقض حقوق انسانی است.
حق حیات، حق امنیت،
و حق اعتراض مسالمتآمیز،
همگی در دیماه بهطور سیستماتیک نقض شدند.
حتی قوانین داخلی نیز
بر حمایت ویژه از کودکان تأکید دارند؛
اما در عمل،
سن به عامل بیدفاعی بدل شد.
خانوادههایی که بیصدا ماندند
پشت هر کودک کشتهشده،
خانوادهای ایستاده
که نه فقط فرزند،
بلکه حق سوگواری آزادانه را هم از دست داده است.
فشار، تهدید و سکوت اجباری،
ادامه همان خشونتی است
که در خیابان آغاز شد.
درد، فقط در لحظه شلیک تمام نشد؛
به زندگی بازماندگان منتقل شد.
دیماه؛ حافظهای که نباید پاک شود
خطرناکترین بخش این فاجعه،
تلاش برای فراموشی است.
عادیسازی مرگ کودکان،
جامعه را از درون تهی میکند.
دیماه باید ثبت شود؛
نه برای انتقام،
بلکه برای حقیقت،
برای عدالت،
و برای جلوگیری از تکرار.
کشتار کودکان و جوانان معترض،
فقط جنایت علیه افراد نبود؛
جنایت علیه آینده بود.
#مهساامینی #MahsaAmini #vvmiran @baschariyat
#دی_ماه #کودکان_ایران #جوانان_ایران
#نقض_حقوق_بشر #حق_حیات #اعتراضات
#کانون_دفاع_از_حقوق_بشر