امنیت برای که؟ تهدید برای چه کسانی؟
حکومتها معمولاً پروژههای نظامی را با واژههایی چون «امنیت ملی» توجیه میکنند؛
اما پرسش بنیادین این است: امنیت چه کسی؟
وقتی مردم از ابتداییترین حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی محروماند،
امنیت نظامی تبدیل به مفهومی توخالی میشود.
ساخت پایگاههای موشکی عظیم در دل کوهها، نهتنها امنیت نمیآورد،
بلکه کشور را به هدفی بالقوه در منازعات منطقهای و جهانی تبدیل میکند.
قربانیان نخست هر جنگی، نه فرماندهان نظامی، بلکه کودکان، زنان و شهروندان عادیاند.
اینجاست که #حق_حیات بهطور مستقیم در معرض تهدید قرار میگیرد.
خوانش حقوقی: تعارض با تعهدات بنیادین دولت
بر اساس اصل ۲۲ و ۲۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، جان، مال و رفاه اجتماعی مردم
باید مصون از تعرض باشد. همچنین طبق ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر،
هر فردی حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد.
اما نظامیگری افراطی و سرمایهگذاری بر ابزار مرگ،
بهروشنی با این تعهدات در تضاد است.
وقتی بودجههای عمومی به جای آموزش، سلامت و رفاه،
صرف تسلیحات میشود، دولت عملاً حقوق شهروندان را نقض میکند؛
حتی اگر گلولهای شلیک نشود.
فلسفه قدرت: وقتی کوهها هم زندان میشوند
در فلسفه سیاسی، قدرتی که از مردم جدا شود،
ناچار به پنهانکاری، استتار و ساخت دژهای زیرزمینی است.
کوهها در این تصویر، تنها سنگ و خاک نیستند؛
به زندانی بدل شدهاند که عقلانیت و شفافیت در آن دفن میشود.
جامعهای که در آن پرسشگری سرکوب میشود،
بهجای گفتوگو، به موشک پناه میبرد.
این همان نقطهای است که #حقوق_بشر به «تهدید امنیتی» تقلیل داده میشود.
جمعبندی: امنیت واقعی از دل عدالت میگذرد
هیچ پایگاه موشکیای، هیچ تونل بتنیای،
نمیتواند جایگزین اعتماد عمومی، عدالت اجتماعی و احترام به کرامت انسانی شود.
امنیت واقعی، از مدرسه و بیمارستان میگذرد، نه از سیلوهای موشک.
تا زمانی که جان انسانها ابزار مشروعیتبخشی به قدرت باشد،
هیچ کوهی آنقدر بلند نیست که فروپاشی اخلاقی را پنهان کند.
#نقض_حقوق_بشر #نظامیگری #امنیت_ملی #حق_حیات
#مهساامینی #MahsaAmini #vvmiran @baschariyat