قابها چه میگویند؟
نگاهِ رهگذری که مکث میکند، به پرسشی اخلاقی بدل میشود:
چگونه جامعهای میتواند به زیستِ روزمره ادامه دهد وقتی
کودکانش به عدد تبدیل میشوند؟ این تصاویر، نه فقط سوگنامه،
که سندِ اتهاماند؛ سندی علیه ساختارهایی که امنیت، آموزش و
سلامتِ کودک را تضمین نکردهاند.
حقِ حیات؛ اصلِ فراموششده
حقِ حیات، بنیادیترین حقِ انسانیست. هیچ توجیهی—امنیتی،
اداری یا مصلحتی—نمیتواند آن را تعلیق کند. کودک، پیش از
هر هویت دیگری، صاحبِ حق است؛ و دولتها مکلفاند به
«حفاظت فعال» از این حق. هر مرگِ قابلِ پیشگیری، نقضی
مضاعف است: هم علیه کودک، هم علیه وجدانِ عمومی.
خوانش حقوقی: تعهداتِ نادیدهگرفتهشده
در چارچوب حقوق اساسی و اسناد جهانی حقوق بشر، دولتها موظفاند
شرایطی فراهم آورند که جانِ کودکان در معرض خطر قرار نگیرد؛
از تضمین امنیت فیزیکی تا دسترسی به خدمات درمانی و آموزشی.
کوتاهی سیستماتیک، مسئولیتآور است و قابلِ توجیه نیست.
سوگواری بهمثابه مقاومت
یادآوری، خود کنشی اخلاقیست. این قابها مقاومت میکنند
در برابر فراموشی. هر نام، هر چهره، مطالبهای روشن دارد:
پاسخگویی، حقیقت، و تضمینِ عدمِ تکرار. سوگواریِ جمعی،
سیاستِ مرگ را به چالش میکشد و حقِ زندگی را دوباره
به مرکزِ گفتوگو بازمیگرداند.
سخن پایانی
جامعهای که از کودکانش محافظت نکند، آیندهاش را
پیشاپیش واگذار کرده است. این قابها از ما میخواهند
مکث کنیم، بپرسیم، و مطالبه کنیم؛ تا «حقِ حیات»
از شعار به واقعیت بازگردد.
#کودکان_ایران #حقوق_بشر #حق_حیات #vvmiran #MahsaAmini #مهساامینی @baschariyat #کانون_دفاع_از_حقوق_بشر