۱. زنِ شاغل؛ نیروی کار نامرئی
بخش بزرگی از زنان شاغل در ایران در حوزههایی به کار گرفته میشوند که یا از شمول حمایتهای کامل قانون کار خارجاند یا نظارت مؤثری بر آنها وجود ندارد. کار خانگی، کارگاههای کوچک، مشاغل خدماتی و بخش غیررسمی، عرصههایی هستند که در آنها استثمار به شکل روزمره بازتولید میشود.
۲. تبعیض مزدی؛ نقض آشکار اصل برابری
دستمزد کمتر برای کار برابر، یکی از پایدارترین اشکال تبعیض علیه زنان کارگر است. این شکاف مزدی نهتنها با هیچ منطق اقتصادی سازگار نیست، بلکه نقض مستقیم اصل برابری و کرامت انسانی بهشمار میرود؛ اصلی که در قوانین داخلی و اسناد بینالمللی بر آن تأکید شده است.
۳. ناامنی شغلی و بدنِ زنانه
قراردادهای کوتاهمدت، اخراج بهدلیل بارداری، نبود مرخصی زایمان مؤثر و فشار برای ترک کار، بدن زن را به نقطهای آسیبپذیر در بازار کار تبدیل کرده است. در این وضعیت، اشتغال بهجای ابزار توانمندسازی، به منبع اضطراب دائمی بدل میشود.
۴. قانون؛ فاصله میان متن و زیست روزمره
اگرچه در قوانین رسمی بر حمایت از زنان شاغل تأکید شده، اما فقدان اجرای مؤثر و سازوکارهای نظارتی مستقل، این حمایتها را بیاثر کرده است. قانون زمانی معنا دارد که بتواند در برابر قدرت کارفرما بایستد؛ امری که در تجربه زنان کارگر بهندرت رخ میدهد.
۵. پیامدهای اجتماعیِ تبعیض ساختاری
فقر زنان کارگر تنها مسئلهای فردی نیست؛ این وضعیت مستقیماً بر کودکان، ساختار خانواده و آینده جامعه اثر میگذارد. بازتولید فقر، گسترش کار غیررسمی و تضعیف امنیت اجتماعی، از نتایج مستقیم نادیدهگرفتن حقوق زنان شاغل است.
۶. جمعبندی
تا زمانی که کار زنان بهعنوان نیروی کار ارزان و قابل حذف تلقی شود، سخن گفتن از عدالت اجتماعی بیمعناست. احقاق حقوق کارگران زن، نه یک مطالبه حاشیهای، بلکه شرط بنیادین هر پروژه انسانی و عادلانه است.
#مهساامینی #MahsaAmini #vvmiran @baschariyat