جنگ کوتاه، ویرانی بلندمدت
اگرچه جنگ تنها چند هفته به طول انجامید، اما اقتصاد ایران هنوز در شوک آن
باقی مانده است. اختلال در تولید، کاهش سرمایهگذاری، افزایش ناگهانی
هزینهها و ناامنی اقتصادی، نخستین و سنگینترین ضربه را به نیروی کار وارد
کرد. کارگر، همیشه اولین قربانی بحران است و اینبار نیز چنین شد.
تعدیل نیرو؛ ابزار همیشگی بحران
در ماههای پس از جنگ، بسیاری از کارفرمایان با توجیه «شرایط اضطراری»،
دست به تعدیل نیرو زدند. قراردادهای موقت و پیمانکاری، کارگران را بدون
هیچ پشتوانهای اخراجپذیر کرده است. اخراج، نه پایان یک شغل، بلکه آغاز
سقوط یک خانواده به فقر است.
بیکاری و بیدرآمدی
کارگر بیکار، تنها شغل خود را از دست نمیدهد؛ او حق مسکن، درمان، آموزش
فرزندان و امنیت روانی را نیز از دست میدهد. بیمهٔ بیکاری ناکارآمد،
پوشش محدود و بروکراسی سنگین، عملاً بسیاری از بیکاران را از حداقل حمایت
اجتماعی محروم کرده است.
فشار بر کارگران غیررسمی
کارگران روزمزد، پروژهای و غیررسمی بیش از همه آسیب دیدهاند. این گروه،
نه قرارداد دارد، نه بیمه، نه صدایی برای مطالبه. با توقف پروژهها و
کاهش فعالیتها، این کارگران یکشبه به جمع بیکاران بینامونشان اضافه
شدند.
پیامدهای اجتماعی بحران کارگری
بیکاری گسترده پیامدهایی فراتر از اقتصاد دارد:
- گسترش فقر و ناامنی غذایی
- افزایش ترک تحصیل کودکان کارگری
- فروپاشی خانوادهها و فشار روانی شدید
- گسترش کار غیررسمی و پرخطر
اینها نشانههای یک بحران اجتماعی عمیقاند که نادیده گرفتن آن،
هزینهای سنگین برای جامعه خواهد داشت.
قانون، حمایت غایب
در حالیکه حق کار، امنیت شغلی و تأمین معیشت باید از بدیهیترین حقوق
شهروندان باشد، کارگران ایران در عمل بدون سپر قانونی رها شدهاند.
نبود نظارت مؤثر، ضعف حمایتهای اجتماعی و اولویت منافع اقتصادی بر
کرامت انسانی، بحران را تشدید کرده است.
جمعبندی
وضعیت کارگران ایران پس از جنگ، تصویری عریان از بیعدالتی ساختاری است.
تا زمانی که کارگر بهعنوان انسانِ صاحب حق دیده نشود و نه هزینهٔ
قابل حذف، بیکاری، فقر و ناامنی شغلی همچنان بازتولید خواهد شد.
بحران کارگری، امروز یک هشدار جدی برای فردای جامعه است.
#کارگران_ایران #بیکاری #تعدیل_نیرو #اخراج
#حقوق_کار #عدالت_اجتماعی #نقض_حقوق_بشر
#مهساامینی #MahsaAmini #vvmiran @baschariyat