عادت کردن به درد؛ خطرناکترین شکل سرکوب
سرکوب همیشه با باتوم و زندان آغاز نمیشود؛ گاهی با تکرار خبر آغاز میشود. تکرار بازداشت، تکرار احکام سنگین، تکرار تبعیض و تکرار بیپاسخماندن اعتراضها. این تکرار، جامعه را به وضعیتی میکشاند که انسانها یاد میگیرند «کمتر انتظار داشته باشند» و این دقیقاً همان لحظهایست که کرامت انسانی فرسوده میشود.
قانون اساسی؛ متنِ مغفولِ حقوق
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصولی وجود دارد که بهصراحت بر کرامت انسان، حق امنیت، حق دادخواهی، تأمین اجتماعی و منع تبعیض تأکید میکند. اما فاصله میان «متن قانون» و «واقعیت زندگی» چنان عمیق شده که قانون، نه سپر شهروند، بلکه ویترینی بیاستفاده به نظر میرسد.
وقتی اصلهایی که باید تضمینکننده امنیت و معیشت باشند، در عمل نادیده گرفته میشوند، قانون از کارکرد حقوقی خود تهی شده و به ابزاری تزئینی تبدیل میشود.
اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ معیاری فراموششده
اعلامیه جهانی حقوق بشر، بر حق زندگی، آزادی، امنیت، کار شایسته، آموزش و برخورداری از دادرسی عادلانه تأکید دارد. اما در جامعهای که زندان جای گفتوگو را میگیرد و حذف جای اصلاح را، این اصول نهتنها اجرا نمیشوند، بلکه حتی به رسمیت هم شناخته نمیشوند.
سکوت، شریک ناپیدای نقض حقوق بشر
نقض حقوق بشر فقط محصول تصمیم حاکمیت نیست؛ سکوت اجتماعی نیز در تداوم آن نقش دارد. هر بار که رنج دیگری را «عادی» تلقی میکنیم، هر بار که میگوییم «همیشه همین بوده»، یک قدم به تثبیت بیعدالتی نزدیکتر میشویم.
جمعبندی
جامعهای که به رنج عادت کند، به بیعدالتی هم عادت خواهد کرد. دفاع از حقوق بشر، پیش از آنکه کنش سیاسی باشد، کنشی اخلاقی و انسانی است: امتناع از عادت کردن به درد دیگران. یادآوری مداوم این رنجها، شاید تنها راه باقیمانده برای حفظ کرامت انسانی باشد.
#مهساامینی #MahsaAmini #vvmiran @baschariyat