۱۴۰۵ فروردین ۱۸, سه‌شنبه

انسان در حاشیه قدرت روایت امروز ایران از رنج خاموش

ایران این روزها در وضعیتی فرساینده و سنگین نفس می‌کشد روزهایی که فشار اقتصادی ناامنی اجتماعی سرکوب سیاسی و اضطراب دائمی زندگی را به تجربه‌ای طاقت‌فرسا تبدیل کرده است مردم ایران نه فقط با بحران معیشت که با بحران معنا و کرامت روبه‌رو هستند آنچه در خیابان‌ها در خانه‌ها در شبکه‌های اجتماعی و در سکوت‌های اجباری جریان دارد چیزی فراتر از یک نارضایتی مقطعی است این وضعیت حاصل سال‌ها انباشته شدن رنج بی‌پاسخ و حذف تدریجی انسان از مرکز تصمیم‌گیری‌هاست در ماه‌های اخیر جامعه ایران شاهد بازتولید همان الگوی آشنای سرکوب بوده است اعتراض به فقر به تبعیض به بی‌عدالتی و به آینده‌ای نامعلوم با پاسخ خشونت‌آمیز مواجه شده است گزارش‌های متعدد از کشته‌شدن شهروندان بازداشت‌های گسترده احکام سنگین و فشار بر خانواده‌ها حکایت دارد آمار دقیق همواره در هاله‌ای از ابهام نگه داشته می‌شود اما نهادهای مستقل حقوق‌بشری از صدها کشته و هزاران زخمی و بازداشتی سخن می‌گویند در میان قربانیان کودکان جوانان و افراد عادی‌ای حضور دارند که نه سلاح داشتند و نه خشونت ورزیدند در این میان آنچه بیش از خود اعداد تکان‌دهنده است نگاه حاکم بر این اعداد است انسان در این روایت به عدد تبدیل می‌شود به پرونده به تهدید به سوژه امنیتی و نه به صاحب حق و کرامت در چنین فضایی مرگ یک انسان نه فاجعه که هزینه تلقی می‌شود هزینه‌ای برای حفظ نظم موردنظر قدرت این وضعیت نشان می‌دهد که در ایرانِ امروز انسان نه به‌عنوان موجودی با کرامت ذاتی بلکه به‌عنوان داده‌ای قابلِ رصد کنترل و حذف در معادلات قدرت دیده می‌شود این نگاه فقط در سطح برخورد خیابانی باقی نمی‌ماند بلکه در ساختارهای عمیق‌تر نیز بازتولید می‌شود استفاده گسترده از ابزارهای نظارتی پایش دیجیتال تشخیص چهره تحلیل داده‌های رفتاری و کنترل فضای مجازی باعث شده است که زیست روزمره مردم به میدان دیده‌شدن دائمی تبدیل شود انسان پیش از آنکه شهروند باشد یک نقطه در شبکه نظارت است این فناوری‌ها که می‌توانستند در خدمت رفاه و امنیت انسانی باشند در عمل به ابزار مهار و سرکوب بدل شده‌اند در چنین شرایطی حقوق بشر به مفهومی تزئینی تقلیل می‌یابد حق حیات حق امنیت حق آزادی بیان و حق تجمع مسالمت‌آمیز که در اسناد بین‌المللی و حتی در قانون اساسی کشور به رسمیت شناخته شده‌اند در عمل نادیده گرفته می‌شوند شکاف میان متن قانون و واقعیت زیسته مردم هر روز عمیق‌تر می‌شود و این شکاف اعتماد اجتماعی را می‌فرساید از منظر سیاسی این وضعیت نشان‌دهنده بحرانی ساختاری است حکومتی که برای بقا ناچار به حذف صداها و کنترل بدن‌ها و ذهن‌هاست ناگزیر انسان را مزاحم می‌بیند نه شریک جامعه در چنین ساختاری امنیت نه برای مردم که در برابر مردم تعریف می‌شود و همین وارونگی خطرناک است زیرا جامعه‌ای که امنیتش بر ترس بنا شود دیر یا زود با فروپاشی سرمایه اجتماعی مواجه خواهد شد اما در دل این تاریکی مقاومت انسانی هنوز نفس می‌کشد مقاومت نه فقط در خیابان بلکه در روایت‌ها در حافظه جمعی در هنر در همبستگی‌های کوچک و در امتناع از فراموشی خانواده‌هایی که سکوت را نمی‌پذیرند دانشجویانی که یاد جان‌باختگان را زنده نگه می‌دارند و مردمی که با وجود همه خطرها هنوز خواهان زندگی شرافتمندانه‌اند همه نشانه‌هایی از زنده‌بودن جامعه‌اند این مقاومت یادآور این حقیقت است که انسان هرچقدر هم در معادلات قدرت حذف شود در واقعیت اجتماعی قابل حذف نیست کرامت انسانی اگرچه سرکوب می‌شود اما نابود نمی‌شود و همین کرامت است که موتور اصلی تغییرات آینده خواهد بود در نهایت آنچه امروز در ایران می‌گذرد فقط مسئله‌ای داخلی یا سیاسی نیست بلکه مسئله‌ای انسانی است مسئله‌ای درباره ارزش جان انسان در جهان معاصر اگر انسان در برابر قدرت و فناوری و امنیت‌گرایی مطلق به حاشیه رانده شود این خطر فقط ایران را تهدید نمی‌کند بلکه هشداری است برای همه جوامعی که ممکن است روزی کرامت انسان را به بهای ثبات ظاهری قربانی کنند نوشتن از این روزها نه انتخابی شخصی بلکه ضرورتی اخلاقی است برای آنکه انسان دوباره به مرکز روایت بازگردد

قراردادهای سفیدامضا و اخراج بارداری؛ سازوکارهای پنهان نقض حقوق کارگران زن در بسیاری از روابط کاری ناپایدار، کارگران زن با دو شکل پنهان ا...