محیطزیست؛ قربانی خاموش سیاستزدگی و بیمسئولیتی ساختاری
تلف شدن یک گونهی شاخص حیاتوحش در منطقهای حفاظتشده، پرسشی بنیادین را پیش میکشد:
«حفاظت» دقیقاً به چه معناست، وقتی نتیجه آن مرگ است؟
محیطزیست، پیششرط زندگی انسانی است و تخریب آن، مستقیماً کرامت انسان و حق نسلهای آینده را تهدید میکند.
خرس قهوهای، نهتنها یک گونه جانوری، بلکه بخشی از سرمایه مشترک زیستی مردم این سرزمین است.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و مسئولیت حاکمیت
اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تصریح میکند که حفاظت از محیطزیست وظیفهای همگانی است
و فعالیتهای مخرب محیطزیستی ممنوعاند. با این حال، تکرار مرگ گونههای حفاظتشده نشان میدهد
این اصل در حد یک گزاره تزئینی باقی مانده است.
عدم پیشگیری، نبود شفافیت در اعلام علل مرگ، و فقدان پاسخگویی مؤثر، مصداق نقض تعهدات قانونی دولت است.
اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ حق حیات فراتر از انسان
هرچند اعلامیه جهانی حقوق بشر مستقیماً به حقوق حیوانات نمیپردازد،
اما ماده ۳ آن که بر «حق حیات، آزادی و امنیت» تأکید دارد،
امروزه در تفسیرهای نوین حقوق بشری با حق بر محیطزیست سالم پیوند خورده است.
تخریب زیستگاهها و مرگ حیاتوحش، بهطور غیرمستقیم حق حیات انسانها،
بهویژه جوامع محلی و نسلهای آینده را نقض میکند.
مسئولیت اخلاقی و حق آگاهی عمومی
انتقال لاشه برای تاکسیدرمی، اگرچه میتواند ارزش آموزشی داشته باشد،
اما هرگز جایگزین پیشگیری از مرگ نمیشود.
حق جامعه بر دانستن علت دقیق این مرگ، بخشی از حق دسترسی به اطلاعات و شفافیت است.
بدون انتشار نتایج روشن و مستقل، این حادثه نیز به فهرست بلند «مرگهای بیپاسخ» افزوده خواهد شد.
جمعبندی؛ خرسها میمیرند، مسئولیتها فراموش میشوند
مرگ این خرس، آزمونی دیگر برای سنجش میزان پایبندی حاکمیت به حقوق محیطزیست و حقوق بشر است.
تا زمانی که حفاظت صرفاً در حد شعار باقی بماند و پاسخگویی نهادی وجود نداشته باشد،
طبیعت همچنان قربانی خواهد داد و انسان، بازنده نهایی این چرخه ویرانگر خواهد بود.
دفاع از حیاتوحش، دفاع از کرامت انسانی است؛ حقیقتی که نمیتوان آن را تاکسیدرمی کرد و به موزه سپرد.
#محیط_زیست #حقوق_بشر #حیات_وحش #خرس #نقض_حقوق_بشر
#مهساامینی #MahsaAmini #vvmiran @baschariyat
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران