بدن؛ از مالکیت قدرت تا زبان اعتراض
در نظریههای قدرت، بدن همواره نخستین قلمرو اعمال حاکمیت است.
قدرت، پیش از آنکه قانون بنویسد، بدن را نظم میدهد:
میپوشاند، میپوشاندتر میکند، یا برعکس،
در چارچوبهای خاص اجازه عریانشدن میدهد.
کنش FEMEN دقیقاً در همین نقطه مداخله میکند؛
جایی که بدن زن از «ابژه نظم» به «فاعل اعتراض» تبدیل میشود.
برهنگی در FEMEN نه بازتولید نگاه مردانه،
بلکه مصادره آگاهانه همان نگاهی است
که بدن زن را یا کالا میخواهد یا پنهان.
بدنِ نوشتهشده، بدنی است که علیه سکوت قانونی سخن میگوید.
دستگاه عدالت و توهم پاسخگویی
شعار «شکایتهای ما دفن میشوند» نقدی مستقیم به
نظام قضایی مدرن است؛
نظامی که در ظاهر برابری را به رسمیت میشناسد،
اما در عمل، خشونت جنسی را به حاشیه میراند.
FEMEN میگوید:
اگر عدالت، شکایت را نمیبیند،
ما آن را بر بدن خود حک میکنیم.
ایران؛ جایی که بدن پیشاپیش محکوم است
بدن زن در ایران؛ از ابزار قدرت تا میدان مجازات
در ایران، بدن زن نه امکان اعتراض،
بلکه پیشاپیش محل جرمانگاری است.
آنچه در اروپا کنش نمادین است،
در ایران میتواند حکم زندان، شکنجه یا مرگ داشته باشد.
از همین رو، جنبش زنان در ایران
بهجای «بدن برهنه»،
به «بدن در حال بقا» تکیه میکند.
روسری افکنده، موهای بریده،
و حضور بیواسطه در خیابان،
همه نشانههایی از مقاومتاند
در ساختاری که حتی حق اعتراض را نیز انکار میکند.
اینجا بدن نه برای دیدهشدن،
بلکه برای زندهماندن سیاستورزی میکند.
تفاوت در تاکتیک، اشتراک در معنا
تفاوت FEMEN و جنبش زنان ایران
نه تفاوت آگاهی یا شجاعت،
بلکه تفاوت شرایط تاریخی و سیاسی است.
در یکسو، نظامی که هنوز از شرم رسانهای میترسد؛
و در سوی دیگر، نظامی که شرم را سالهاست از دست داده است.
با اینحال، هر دو جنبش
بر یک حقیقت انگشت میگذارند:
بدون کنترلزدایی از بدن زن،
هیچ عدالتی پایدار نخواهد بود.
جمعبندی؛ بدن، آخرین سنگر حقیقت
بدن برهنه FEMEN
و بدن سرکوبشده زنان ایران،
دو روایت از یک نبردند.
نبردی میان زیست انسانی
و ساختارهایی که هنوز زن را
موضوع، نه صاحب حق میدانند.
تا زمانی که عدالت
صدای زنان را نشنود،
بدن، خیابان و اعتراض
آخرین زبان حقیقت خواهند بود.
#حقوق_زنان #بدن_زن #عدالت
#مهساامینی #MahsaAmini #vvmiran @baschariyat