بدنِ مرده و سیاستِ نمایش
قدرتهای تمامیتخواه، مرگ را نیز مصادره میکنند. جایگاهسازی مرتفع، کنترل میدان دید،
و نظمبخشی به حرکت جمعیت، همگی نشانههایی از تبدیل یک آیین مذهبی به صحنهای سیاسیاند.
در این منطق، سوگ نه تجربهای انسانی، بلکه ابزاری برای بازتولید هژمونی است.
فضای عمومی؛ ملک قدرت یا حق مردم؟
تصرف مصلیها، میادین و معابر برای نمایشهای رسمی، پرسشی بنیادین را پیش میکشد:
آیا فضای عمومی ملک انحصاری حاکمیت است یا حق مشترک شهروندان؟
مهندسی فضا برای حذف دیدگاههای ناهمسو، نقض آشکار حق دسترسی برابر به فضای عمومی است.
مقایسه با اعلامیه جهانی حقوق بشر
بر اساس ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر فردی حق آزادی بیان و دریافت اطلاعات دارد.
هنگامی که روایت واحدِ حکومتی بر فضا مسلط میشود و روایتهای دیگر حذف میگردند،
این حق بنیادین نقض میشود. همچنین ماده ۲۰، حق تجمع مسالمتآمیز را تضمین میکند؛
حقی که در چنین مراسمهایی تنها به «تجمعِ مجازِ حکومتی» تقلیل مییابد.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران؛ متن و واقعیت
اصل ۲۷ قانون اساسی، تشکیل اجتماعات و راهپیماییها را بدون حمل سلاح آزاد میداند.
اما در عمل، این آزادی به قرائتی گزینشی محدود شده است. اصل ۹ نیز سلب آزادیهای مشروع
به بهانه حفظ استقلال و امنیت را ممنوع میکند؛ حال آنکه امنیتِ تعریفشده از سوی قدرت،
ابزار حذف آزادی شده است.
اخلاق سوگواری و کرامت انسانی
کرامت انسانی، حتی در مرگ، نباید قربانی سیاست شود. هنگامی که سوگ به اجبار،
نظارت و نمایش بدل میشود، نهتنها کرامت زندگان، که شأن مردگان نیز نقض میگردد.
جامعهای که مرگ را سیاسی میکند، زندگی را پیشتر از آن تهی ساخته است.
جمعبندی
آنچه در این مراسم دیده میشود، صرفاً یک تشییع نیست؛ بازتولید نظمی است که
حقوق بشر را در حاشیه و قدرت را در مرکز مینشاند. نقد این نمایش،
نه نفی سوگواری، بلکه دفاع از حق انسان برای سوگِ آزاد، بیانِ آزاد
و زیستن با کرامت است.
#مهساامینی #MahsaAmini #vvmiran @baschariyat
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران