۱۴۰۴ شهریور ۲, یکشنبه

صادق هدایت و فریاد علیه زنجیر دین


صادق هدایت، نویسنده‌ای که همواره پیش از زمان خود بود، به‌روشنی می‌دانست که ریشه‌ی بسیاری از عقب‌ماندگی‌ها و رنج‌های مردم ایران، در خرافه و سلطه‌ی دین است. او با قلمی بی‌پروا، نه‌تنها قدرت‌های سیاسی، که بنیادهای مذهبی را هم زیر سؤال برد و همین باعث شد همواره در مظان اتهام و دشمنی دستگاه‌های دینی و حکومتی باشد.

مذهب؛ ابزار جهل و اسارت

هدایت در نوشته‌هایش، از جمله مقالات انتقادی و «پیام کافکا»، بارها بر این نکته تأکید کرد:

«مذهب برای نگاهداشتن مردم در نادانی و بندگی ساخته شده است.
این است که همیشه بر ضد علم و فهم و روشنایی بوده است.
دستگاه مذهبی با جهل و خرافات مردم است که نان می‌خورد و دوام دارد.
به همین جهت هیچ‌وقت راضی نمی‌شود مردم بیدار و آگاه بشوند.»

در نگاه او، دین چیزی جز زنجیری بر دست و پای فکر انسان نبود. وعده‌های دروغین بهشت و ترس‌های جهنمی، تنها برای رام کردن انسان‌ها ساخته شدند تا سر به فرمان قدرت باشند.

ریاکاری مذهبی؛ تجارت با ایمان مردم

هدایت بارها از ریاکاری مذهبیون پرده برداشت. او به‌درستی دریافت که دین در جامعه، نه برای معنویت بلکه برای سلطه و تجارت است. روحانیون، ایمان مردم را وسیله‌ی ارتزاق و استمرار قدرت خود کرده‌اند.
در جایی می‌نویسد:

«دین برای این است که مردم را با وعده‌ی دروغین بهشت و ترساندن از جهنم، مطیع و رام نگه دارند.
در صورتی‌که اگر کسی چشم باز کند، می‌بیند که همه‌ی این‌ها ابزار فرمانروایی و مکیدن خون مردم بوده است.»

آزادی در پاره کردن زنجیرهاست

برای هدایت، تنها راه رهایی، شکستن زنجیر دین بود. او معتقد بود تا زمانی که ذهن مردم در بند خرافه و مذهب بماند، هیچ‌گونه آزادی و پیشرفتی امکان‌پذیر نیست.

«مذهب چیزی جز زنجیر نیست؛ زنجیری بر دست و پای فکر،
و تا این زنجیر پاره نشود، انسان به آزادی و رهایی نخواهد رسید.»

چرا صدای هدایت هنوز زنده است؟

هدایت در دهه‌ای می‌نوشت که انتقاد از دین، مرگ را به‌دنبال داشت. با این حال، بی‌پروا قلم زد، چون می‌دانست سکوت یعنی خیانت به نسل‌های آینده. امروز هم، در زمانه‌ای که حکومت اسلامی با دین تجارت می‌کند و خون زنان و مردان بی‌گناه بر زمین می‌ریزد، صدای هدایت همچنان مثل پتکی بر سر ریاکاران فرود می‌آید.

 هدایت، نویسنده‌ی آزادی

هدایت نه ضد معنویت، بلکه عاشق حقیقت بود. او باور داشت که انسان تنها زمانی آزاد است که با چشم باز به زندگی نگاه کند، نه با چشم بسته‌ای که آخوند برایش تعیین می‌کند.

صدای او امروز بیش از هر زمان دیگری به ما می‌گوید:
تا زنجیر دین پاره نشود، آزادی در دسترس نخواهد بود.

اموزش یا اجبار اجتماعی ، مرز میان تربیت و فشار ساختاری

آموزش با اجبار اجتماعی؛ مرز میان تربیت و فشار ساختاری در نظام‌های آموزشی، آموزش باید بر پایه اختیار، رشد فردی و...